من در اتوبوس ....
_خانم کناری ام توی اتوبوس از توی کیفش یک دسته بلیط درمی آره ...اون وقت وقتی من تمام ادب و محبتم را جمع می کنم و آروم بهش می گم : می شه یکدونه بلیط به من بدید (و همزمان 30 تومنی ام را بهش نشون میدم...!) با عصبانیت بهم می گه : بلیط ندارم ..........!!!!!!!
...کاش حداقل اون همه بلیط را یک جا از توی کیفش بیرون نمی آورد که الان دل من این طوری بسوزه .....![]()
_ جالبه ..... با وجودی که در اتوبوس های جدید زنانه-مردانه را به طور مشخصی جدا کرده اند ، ولی طبق معمول دوسوم مردانه را زن ها نشستن ...........!!!!!!![]()
_طبق معمول از پنجره ی اتوبوس بیرون را تماشا می کردم . اتوبوس توی ترافیک گیر کرد و من محو تماشای این صحنه شدم : دو تا خانم به هم رسیدند ، با هم خیلی گرم سلام و احوال پرسی و روبوسی کردند . خانم 1 تایلویی را به خانم 2 داد وبعد از کمی صحبت از هم جدا شدند ، همین که خانم 1 پشتش را کرد که بره ................ خانم 2 دهنش را کج کرد و ادایش را در آورد .....!!!!!..صورتم را برگرداندم .... نگاه کردن به خانم های یکنواخت و چادری توی اتوبوس لذت بخش تر بود .....
